nafo
Persisk - فارسی
Bildetema
Lexin-Ordbøker på nett
Flerspråkige Verb
Flerspråklige fortellinger
Matematikk begreper
Veiledning till foreldre
Skolekassa
Tospråklige undervisningsopplegg
NAFOs filmer
Lumbrikus

زمینه های تاریخی روز جهانی زبان مادری

 Denne artikkelen er en oversettelse av følgende artikkel på Tema Morsmål:

Hva er den historiske bakgrunn for morsmålsdagen?

Shaheed20monumentetزمینه های تاریخی روز جهانی زبان مادری چیست؟ چرا 21 فوریه بعنوان روز جهانی زبان مادری اعلام شده است؟

روز 21 فوریه از طرف یونسکو بعنوان روز جهانی زبان مادری اعلام شده است. این مهم در سال 1999 برای اولین بار از سوی یونسکو اعلام شد. بعد از آن هر سال گرامیداشت این روز از طرف میلیونها انسان در سراسر جهان به شکل های مختلف و در ابعاد متفاوت برگزار شده است.

هر چند که این روز هرساله گرامی داشته میشود، اما اندکی میدانند که زمینه تاریخی آن چیست و از کجا سرچشمه میگیرد. زمینه تاریخی این روز بزرگ به سال 1952 میلادی برمیگردد که در قسمت شرقی پاکستان آن روز اتفاق افتاد. در آن روز پلیس جاکارتا چندین دانشجو را در حالیکه تظاهرات میکردند به قتل رساند. دلیل تظاهرات دانشجویان این بود که آنها اعتراض داشتند به اینکه فقط زبان اردو بعنوان تنها زبان پاکستان برسمیت شناخته شده بود، و دانشجویان میخواستند که زبان مادری آنها یعنی زبان بنگالی هم برسمیت شناخته شود. تظاهرات دانشجویان کاملا تظاهرات آرام و صلح آمیزی بود ولی با قهر پلیس جاکارتا مواجه شده و به قتل تعدادی از دانشجویان منجر شد.  

برای درک مشکل برسمیت شناخته نشدن زبان مادری در پاکستان آنروز باید مدتی به عقب برگردیم و ببینیم در اوایل قرن نوزدهم میلادی که پاکستان بخشی از کشور هند، و نیز هند یک کشور زیر سلطه و استعمار انگلیس بود، اوضاع چگونه بوده است.

هند تحت استعمار آن روز را کشورهای فعلی هند، پاکستان، بنگلادش و بخش بزرگی از کشور میانمار تشکیل میداد. گفته شده که در آن زمان در آن محدوده تعداد 294 میلیون انسان میزیسته که فقط تعداد 170 هزار نفر از آنها را اروپایی های ساکن در آنجا تشکیل میدادند. تاریخ نشان میدهد که در آن زمان مردم از استعمار و سیطره بریتانیا بر آن سرزمین پهناور بسیار ناراضی بودند. بنابراین جبهه ای در بطن جنبش کنگره با ترکیبی از کلیه گروههای قومی و مذهبی هند آن روز، با هدف استقلال برای هند تشکیل شد. مقابله با چنین جبهه متحدی، برای ارتش هندی بریتانیایی کار ساده ای نبود. در آن زمان این ارتش مرکب از 66 هزار نظامی بریتانیایی و 130 هزار نظامی هندی بود. در سال 1857 موج اعتراضی به سلطه بریتانیا رخ داده بود و بریتانیایی ها از آن موج، تجربه این را داشتند که زیاد نمیشود روی نظامیان هندی برای سرکوب اعتراضات حساب باز کرد. حال سیاستمداران بریتانیایی برای اینکه بتوانند تظاهرات و خواسته های مردم را سرکوب و قلع و قمع کنند به حربه جدیدی متوسل شدند و آن حربه مذهب و دین، و اختلافات میان گروندگان به مذاهب و دین های مختلف بود. بریتانیا در این راستا ابتدا در سال 1905 بخش هایی از کشور را براساس مذهب و دین تقسیم کرد. استان بنگال به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شد، که در بخش شرقی اکثریت مردم را مسلمانان و در بخش غربی اکثریت را هندوها تشکیل میدادند. این تقسیم بندی باعث شورش و بایکوت کالاهای بریتانیایی شد. در سال 1909 قانون شورای هند بوجود آمد. در آن زمان هندیها حق رآی نداشتند اما میتوانستند نمایندگان خود را برای ارگانهای مشورتی انتخاب کنند. قانون 1909 شامل بندهای خاصی در مورد مسلمانان هند بود.

براساس این قانون، مسلمانان هند که تقریبا یک چهارم جمعیت هند را تشکلیل میدادند،  دارای کرسی نمایندگی در شورای شهرو استان شدند. جالب اینکه فقط مسلمانان میتوانستند به کاندیداهای مسلمان رآی دهند. با اجرایی شدن قانون 1909، مشارکت سیاسی براساس دین نهادینه شد، که در بطن خود قطبی شدن جامعه و نیز مشارکت سیاسی براساس دین را بدنبال داشت.

تثوری دو ملتی

نتیجه اجرایی شدن قانون 1909 باعث پیوند دین و سیاست و تثوری دو ملتی شد. تثوری دو ملتی یک ایدثولوژی است که براساس آن هویت اصلی و عامل وحدت بخش بین مسلمانان و هندوها، دین آنهاست و نه زبان یا قومیت آنها. یعنی اینکه مسلمانان و هندوهای هندوستان دو ملیت متفاوتی هستند بدون توجه به اشتراکات آنها، و بنابراین هرکدامشان باید دولت خود را داشته باشند. این تثوری، پرنسیپ اصلی جدایی پاکستان و تقسیم کشور واحد هندوستان گردید.

جنجال زبان مادری بین پاکستان شرقی و غربی

دولت پاکستان در 14 آگوست 1947 به یک واقعیت تبدیل شد. این کشور نوپا از دو منطقه جغرافیایی جدا از هم تشکیل شد. این دو منطقه جدا از هم در فاصله ای درحدود 1400 کیلومتر از هم قرار داشتند که در سرزمین هند آن روز واقع شده بودند. از نظر وسعت جغرافیایی، پاکستان شرقی بخش کوچکی درحدود 147570 کیلومترمربع و پاکستان غربی درحدود 803940 کیلومتر مربع را تشکیل میدادند. نسبت جمعیت در این دو پاکستان نا متناسب بود، طوریکه در پاکستان شرقی با حداقل وسعت، جمعیت کثیری درحدود 51 میلیون، و در پاکستان غربی با بیشترین وسعت، درحدود 43 میلیون نفر زندگی میکردند. قبل از تشکیل این دو کشور، روشنفکران و سیاستمدارانی از بخش پاکستان شرقی، این درخواست را مطرح کرده بودند که زبان مادری آنها بنگالی باید برسمیت شناخته شده و بعنوان زبان رسمی در کنار زبان دیگر بکار برده شود، که این درخواست از طرف پاکستان غربی رد شده بود. بعد از به استقلال رسیدن پاکستان بحث و جدل زبان که همه گیر نبود حال به یک مسئله عمومی و مهم تبدیل شده بود. دولت مرکزی تازه پای پاکستان حتی قبل از اینکه زبان اردو بعنوان زبان رسمی کشور به تصویب برسد این زبان را عملا بعنوان زبان رسمی پاکستان بکار میبرد.

و اما میپردازیم به زبان بنگالی:

بنقل از دکتر محمد شهیدالله که متخصص زبان بنگالی است اشاره میکنیم که در سال 1948 اینچنین میگوید زبان بنگالی زبان مادری 55 درصد از مردم پاکستان بوده و حق این مردم است که این زبان بعنوان زبان رسمی کشور اعلام شود. او اضافه میکند که بعد از آنکه زبان بنگالی رسما بعنوان زبان رسمی کشور انتخاب شد، آنوقت میتوان ارزیابی کرد که تا چه اندازه زبان اردو باید برسمیت شناخته شود.

نقل دیگری است از علی خان نخست وزیر پاکستان در سال 1948 که میشود آن را تقریبا پاسخ به خواسته های آنهایی که خواهان زبان بنگالی بعنوان زبان رسمی کشور بودند، بحساب آورد. علی خان اینچنین میگوید : برای یک ملت ضروری است که فقط یک زبان رسمی داشته باشد و زبان رسمی کشور پاکستان باید اردو باشد و نه هیچ زبان دیگری.

 

بدنبال این بحث ها بود که هزاران نفر از دانشجویان بنگالی و فعالان سیاسی به خیابانها ریخته و خواهان برسمیت شناخته شدن زبان مادری خود شدند. این تظاهرات مسالمت آمیز با قهر پلیس روبرو شده و پلیس به روی تظاهرکنندگان آتش گشود. این واقعه در روز 21 فوریه 1952 در نزدیکی کالج پزشکی جاکارتا و پارک رامنا در شهر جاکارتا اتفاق افتاد. بدنبال این اتفاق، یک بنای یادبود موقت در 23 فوریه توسط دانش آموزان در دانشگاه جاکارتا و سایر مؤسسات آموزشی ساخته شد، اما سه روز بعد توسط پلیس پاکستان تخریب شد.

اتفاقی که در روز 21 فوریه 1952 بوقوع پیوست زمینه ای برای یک جنبش گسترده تر در پاکستان شرقی آنروزیعنی کشور بنگلادش کنونی شد، بنام جنبش زبان بنگالی. این جنبش و مبارزات ادامه پیدا کرده و در سال 1956 منجر به این شد که زبان بنگالی بعنوان زبان رسمی در کنار زبان اردو برسمیت شناخته شود. این شناسائی شاید دیر بوقوع پیوست، چرا که اختلافات بین دو ملت شرق و غرب پاکستان بمراتب عمیق تر و گسترده تر شده بود. دامنه این اختلافات در همه زمینه های اقتصادی، زبانی و فرهنگی گسترش پیدا کرده بود.

مجسمه ساز بنگالی، حمیدور رحمان، برای یادبود شهدای 21 فوریه 1952 مناره شهیدان را ساخت که این مجسمه در سال 1971 توسط نظامیان پاکستان مخروب شد، و اما بعد از استقلال بنگلادش دوباره بازسازی شد.

و این مبارزات و اختلافات منجر به جدایی دو بخش شرقی و غربی پاکستان شده، و کشور بنگلادش بعنوان یک کشور مستقل اعلام شد. جدایی بنگلادش از پاکستان تآثیر گرفته از تثوری دو ملتی است و مثال بارزی است از اینکه دین به تنهایی برای ایجاد وحدت ملی کافی نیست. هویت انسانی یک امر چندوجهی است، که در آن هم زبان و هم فرهنگ ، جغرافیا و اقتصاد نقش مهمی ایفا میکنند. در دنیایی که پا در جهانی شدن گذاشته است نیاز بشری است که تعاریف جامع و چندوجهی از هویت ملی را ارائه کند و نه هویتی مبتکی بر فاکتوری واحد و تنها. نیاز جامعه کنونی این است که ما تعریفی از هویت داشته باشیم که در آن همه فاکتورهای زبان، فرهنگ ، جغرافی و اقتصاد را دربرگیرد و نه فقط بخشی از اینها را.

بیشتر در مورد روز جهانی زبان مادری در لینک های زیر ، به زبان نروژی:

Om den historiske bakgrunnen til morsmålsdagen

Om UNESCOs markering av morsmålsdagen 2017

Idehefte – på morsmalsdagen.no

På Tema Morsmål sine morsmålsdagen-sider

Idèer til markering av morsmålsdagen 2017

nafo logo Innholdsansvarlig: Lene Østli , E-post: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید   - www.morsmal.no